تبليغاتX
پنجره
پنجره
اجتماعی.ادبی
Home Email Archive Designer

خدا حافظ همین حالا

با سلام خدمت دوست های خوب خودم و وبلاگم،این آخرین پستم توی این ماه هست

و حدود ۲هفته نمی تونم آپکنم چون متاسفانه !! امتحانات دانشگاهم داره شروع میشه

خلاصه از امروز تا ۱۰ تیر که امتحاناتم تموم بشه  باهاتون خداحافظی می کنم البته به

وبلاگ های زیبای شما سر میزنم .

این شعر رو تقدیم به شما و همه دانشجویان عزیز می کنم(البته سهراب سپهری زحمت

سرودنش رو کشیده)

شب سردی است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ،سحر نزدیک است.....

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 6:32 توسط مستانه |


< خونه دار و بچه دار ،  فینگیل رو بردار و بیار>

از وقتی این خبر رو تو یکی از مجلات دیدم خیلی تعجب کردم و جان در بدنم در حال تلاطم است و بی صبرانه منتظرم تا مسابقات شروع بشه.

آقا مسابقه گذاشتن برای انتخاب قوی ترین خردسال ایران به اسم جام فینگیل ها (!) بر اساس برنامه ریزی قراره کودکان رده 1 تا 5  سال در این جام شرکت کنن و قدرت بدنی و استعداد خودشون  رو در رشته ی مربوطه به نمایش بگذارن. مسابقات  دوی چهار دست و پا و دوی معمولی ، در رشته ی دو ؛ مسابقات پرتاب قوطی شیر خشک و پرتاب پوشک بچه و .... ، در رشته ی پرتاب وزنه جزو اصلی ترین برنامه های این مسابقات قرار دارن و همچنین مسابقه های دیگه ای مثل وزنه برداری شیر خشک ، حمل عروسک ، سه چرخه سواری هم اجرا خواهند شد و سر انجام در انتخاب قویترین فینگیل که عبارت است از : حمل  کامیون اسباب بازی . این مسابقه ها از 12  تا 15 تیر در حمایت از کودکان دیابتی در تهران و تبریز و کیش برگزار می شه از شما عزیزان هم دعوت می کنم که برای شرکت در این مسابقات از همین الان به فکر رفتن به اردوهای آمادگی باشید فقط یادتون باشه شناسنامه هاتون رو یه چند سالی کوچیک کنید (فقط چند سال!) خدا رو چه دیدید (؟) شاید شما هم به عنوان فینگیل آهنین انتخاب شدید!

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 19:12 توسط مستانه |


سوزاندن فرهنگ به چه قیمتی؟؟

یک کانادایی ۲۰هزارتا از کتاب های کتابخونه اش رو در اعتراض به عدم حمایت جامعه از فرهنگ مکتوب

(!!) در کنار خیابان آتش زد رفت پی کارش! تازه کتاب نگو،بگو میراث فرهنگی،بیشترشون پر فروش ترین

کمیاب ترین و بهترین رمان ها،داستان ها و شعرهای معاصر بودن.طرف همینطور که داشته کنار آتیش

سیب زمینی دودی درست می کرده به خبرنگارا گفته :این کار مراسم تدفین اندیشه در آمریکای امروز

است.حالا اینا یه طرف امیر رضا خادم (نماینده مجلس ) هم یه طرف که بعد از انتشار این خبر در یک

اظهار نظر جالب گفته:ای بابا!بیا ایران هم حمایت،هم هدایت و هم نظارت!! بعد هم گفته فکر نکنم

اگر تو ایران کتابخونه ملی رو هم بسوزونیم اتفاق خاصی بیفته؟

من که از این نظر آقای نماینده تعجب کردم،چون معلوم هست که هنوز ایرانی که صاحب تمدن و فرهنگ

هست رو خوب نشناخته . بیاییم به جای پاس داشتن فارسی،ایرانی و فرهنگش رو پاس بداریم....

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 15:56 توسط مستانه |


با عرض سلام به دوستان خوبم .

این شعر برای من خیلی عزیز است و در قابی در قلبم او را نگاشته ام

به امید ظهور مهدی موعود .عج.

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایما بر در دل حاضر است

رو در دل بر گشای حاضر و بیدار باش

دیده جان روی او تا ببیند عیان

در طلب روی او روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشکر غوغای نفس

پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

<<سلامتی آقا امام زمان .عج.صلوات>>

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 2:50 توسط مستانه |


نم باران زد.

هوای تهران بی نهایت دل انگیز شد.....

بعد از باران،هنوز در گوشه و کنار شهر،در خیابان هاآب بود

.نگاه کن

قسمتی از آسمان به زمین افتاده است.

لطفامراقب باش آسمان را لگد نکنی

آبی آسمان و سفیدی ابرهای پنبه ای........

بعد از باران ،در خیابان های خیس محتاط تر قدم بردار!

مراقب باش!

روی آسمان راه نروی......

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 3:1 توسط مستانه |


فکر میکنی زور یه......

قایم مقام معاونت دانشجویی وزارت علوم اعلام کرده سرانه بهداشتی ودرمانی برای  دانشجویان در بودجه امسال در نظر گرفته نشده است.در همین رابطه یک ازمون چند گزینه ای ترتیب داده ایم که خواهشمند ایم یکی از گزینه ها را انتخاب کنید:

سوال-علت در نظر نگرفتن سرانه بهداشتی و درمانی برای دانشجویان در بودجه امسال چیست ؟

الف-خود دانشجو را هم اساسا نباید در نظرگرفت چه برسد به سرانه بهداشتی.

ب-اکثر دانشجویان یک جورهایی مریض هستند،لذا هزینه اش زیاد میشود.

ج-توجه به امور بهداشتی و درمانی دانشجو جماعت که چی؟

د-کو تا انتخابات بعدی؟

ه-فکر میکنی زوریه؟خاطر خواهی پولیه؟دوست داشتن آدمافکر کردی این جوریه؟

و-گزینه الف،ب،د

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 19:49 توسط مستانه |


نامه زنده‌ياد علي حاتمي به صدا و سيما در باب پخش دلشدگان


 

 ما ولشدگان...

رياست صدا و سيما
اخوي!
جمعه 4 خرداد فيلم سينمايي عجيبي از شبكه سوم سيما پخش شد كه تيتراژ آن «دلشدگان» بود و ادعا شده بود كه فيلم را  بنده يعني مرحوم علي حاتمي كارگرداني كرده‌ام. همان‌طور كه در عالم ملكوتيان و در عرش روي ابرها دراز كشيده و به  مانيتور لاهوتي خيره شده بودم با ديدن فيلم متوجه شدم كه من بلانسبت چنين غلطي نكرده‌ام و نسبت اين فيلم 70 دقيقه‌اي را با خودم كه فيلمي 91 دقيقه‌اي ساختم به شدت رد مي‌كنم. هر چه فكر مي‌كنم يادم نمي‌آيد اين همه جامپ‌كات توي فيلم زده باشم. تازه نزديك بود به من نسبت دروغ‌گويي بدهند و از بهشت بيرونم كنند كه من فيلم شاهكار نساخته‌ام و اين لحاف چهل‌تكه چيست.

 

محترم!
سال‌ها پيش در عالم زندگان اين فيلم را با خون دل و با جوهر عشق و به بهاي جان و سلامتي‌ام ساختم و تمام مقصد و مقصود از فيلم همان عشق بود. من را ايراني‌ترين فيلم‌ساز تاريخ سينماي ايران خواندند. اما فيلمي كه در صدا و سيماي شما مثل جگر زليخا شرحه شرحه كرديد چيزي جز درازگوش فرض كردن مخاطبين ايراني نبود. ديشب به خواب جوزپه تورناتوره هم رفتم. او هم مگسي شده و مي‌خواست بيايد و دوبامبي بكوبد پس كله‌تان كه چرا با فيلم «افسانه 1900» اين كار را كرديد؟ آقا جان فيلمي را كه در مورد موسيقي و هنر است و نمي‌توانيد صحنه‌هاي شنيع آلات و ادوات ساز را نشان بدهيد و يا شعرهاي عاشقانه دارد چرا نمايش مي‌دهيد؟ چرا ما را در قبر مي‌لرزانيد؟ اصلاً آقا چرا با شاهكارهاي سينما اين كار را مي‌كنيد؟ شما برويد همان فيلم‌‌هايتان را در مورد... و... و... و نيز... بسازيد و به آقايان... و... و... و مافياهاي داخل صدا و سيما بودجه‌هاي ميلياردي بدهيد كه احتياجي به سانسور ندارد. اصلاً به طور كلي فيلم در مورد مزغونچي جماعت مثل پيانيست و ويولونيست و گيتاريست و تنبك‌نواز را مجبوريد مگر پخش كنيد؟ ملت خودشان مي‌روند سي دي و دي وي دي‌اش را از بازار به وفور مي‌خرند، بلكه بدترش را هم.

 

آقاجان!
شما كه العياذبالله خودتان در عشق آسماني  دست پيامبران و ائمه را از پشت بسته‌ايد و رفيق فابريك خداونديد. همه‌ي مردم كه مثل شما عالم و معصوم نيستند. بسياري از آنها جز از راه عشق زميني و مجازي نمي‌توانند به خدا و عشق حقيقي برسند. اگر نگاه و ارتباط پر از دست‌انداز و ناكام طاهر به ليلا، مصداق عشق «كثيف» زميني است و مجبوريد آن را طبق مصاديق مميزي‌تان سانسور كنيد، با فيلم مردم چه‌كار داريد؟ شما برويد كلاه خودتان را نگه داريد.

 

داداش!
تازه اينجا در عالم عرشيان خدمت حضرت حافظ هستيم كه كلي از قطع كردن شعرهايشان در فيلم شاكي بودند و گفتند به اين فلان فلان شده كه جام جمشيد به ناحق در دست دارد بفرماييد:
الا يا ايها الساقي ادر كاساً و ناول‌ها...
مي‌پرسم: حضرت حافظ، چه ربطي به اين موضوع دارد؟ مي‌فرمايد: همين ديگر! اين فيلم چقدر به شما ربط داشت اين مصرع هم همين‌طور!
بماند كه جز عدم نشان دادن سازها و قطع ديالوگ‌ها در فيلم و از بين بردن بسياري از قطعات موسيقي و پاره پاره كردن داستان، مثلاً اين شعرها را ميان آوازها و تصانيف قطع كرديد كه به نظرتان مصاديق فساد آمد:
با ساز و ني، با جام مي، با ياد وي
شوري دگر اندازيم در ميكده‌ي جان


و ايضاً:
جمع مستان غزل‌خوانيم، همه مستانه سراندازيم، سرافرازيم
جز اين هنر ندانيم كه هر چه مي‌توانيم،غم از دل‌ها براندازيم


و ايضاً:
مرنجان دلت را خدا را
رها كن غمت را رها كن


و ايضاً:
غلام چشم آن تركم كه در خواب خوش مستي
نگارين گلشنش روي است و مشكين سايبان ابرو


و ايضاً:
يارم به يك لا پيرهن خوابيده زير نسترن
ترسم كه بوي نسترن مست است و هشيارش كند


و ايضاً مصرع:
اي آفتاب آهسته نِه پا در حريم يار من
كه بدون  داشتن مصرع اول مي‌پرد به : ترسم صداي پاي تو خواب است و بيدارش كند!


نمي‌دانم جنابعالي چند نفر را مي‌شناسيد كه با خواندن اشعار حافظ تحريك جنسي شده و به فساد افتاده باشند؟ يه‌باركي مثل خيلي از فيلم‌ها كه موسيقي جاده ابريشم كيتارو يا ني‌نواي عليزاده‌ي بيچاره را مي‌گذاريد روي همين هم يك مارش يا صداي زنبورك يا سنج و دمام مي‌رفتيد و خلاص.

والعاقبة للمتقين
علي حاتمي، عالم ملكوت

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 16:10 توسط مستانه |


اگر دل دلیل است...

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی،لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ،ما دیده ایم

اگر خون دل بود،ما خورده ایم

اگر دل دلیل است ما اورده ایم

اگر داغ شرط است ،ما برده ایم

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 2:23 توسط مستانه |


سلام خدمت شما دوستان و خوانندگان

عزیز این وبلاگ در زمینه فرهنگی و

اجتماعی و هنری فعالیت خود را آغاز

خواهد کرد با یاری شما خوبان

با سپاس مستانه

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 17:0 توسط مستانه |